۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

ببر برفي كشته شد






هفته قبل كمياب ترين نسل ببر هاي برفي پامير شاهد دستگير يك عضو از خانواده رو به انقراضشان بودند.
گفتني است ظاهرا ببر ياد شده در نواحي مسكوني پامير بدخشان بيداد نموده و خسارات مالي بي شمار را به مردم محل وارد نموده بود.
پوليس واخان بلاخره طي عمليات ببر ياد شده را دستگير و به فيض آباد انتقال ميدهد، بعد از سپري نمودن چند روز در يكي از مهمانخانه هاي فيض آباد ببر ياد شده مرد و جسد آن در حضور جمع از مردم و مقامات دولتي توسط رياست حفظ محيط زيست بدخشان حريق گرديد.

تفصيلات بيشتر بعد از تكميلي پخش خواهد شد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

نگاه اول

بن تا لندن
آغاز تا فرجام
نشست سران كشور هاي علاقه مند به افغانستان و يا سرمايه گذاشته در اين كشور براي تامين امنيت خودشان، آغاز يك اقرار تلخ براي اشتباهات هشت سال گذشته بود، و لندن را شايد بتوان سر آغاز غسل تمهيد و يا اشك تلخ به خبط هاي گذشته خواند.
نشست لندن بيشتر مشابه به كنفرانس مطبوعاتي تا كنفرانس كاري بود، كشور ميزبان فيصله ها را در قبل با متحد ينش نموده و به اصطلاح (از زير ريش حضرت سلطان عبور نمودند).
تهيه چهارصد ميليون دالر براي خريداري صلح از القاعده زير نام طالبان ميانه رو، ملا عمر، حزب اسلامي و بلاخره شايد مهاجرين افغان مقيم كشور پاكستان كه خود ميتوانند طالبان ميانه رو قبول شوند.
اما آيا مذاكره زمينه را براي صلح در كشور آماده خواهد كرد؟
آيا افغانستان از هردو طرف دولت و مخالفين صلاحيت قبول و يا رد شرط ها را دارند؟
لندن با آنكه از قبل اعلان نموده بود، به برنامه هاي دولت افغانستان توجه خواهند نمود.
اما در نهايت ديده شد مقامات افغاني شنونده ي فيصله هاي گولدان برون بودند.
قبول قانون اساسي كشور از طرف طالبان بسيار بدور از باور است، الي همان واژه ميانه رو كه متشكل گردد از مهاجرين افغان آنطرف ديورند كه با اخذ امتياز، خانه و زمين از خير طالب گري بگذرند.
حزب اسلامي چون هميشه كوشش مي نمايد تا يك طرف در قضيه افغانستان باقي مانده و به اصطلاح تافته جدا بافته از ديگر شهروندان كشور باشد .

بر گشت به قدرتمندان منطقه و جهان:
كشور هاي قدرتمند بازي موش و گربه در افغانستان راه انداخته اند و گويا قبول فرموده اند كه صلح در افغانستان، پايان جنگ و نا امني در جهان است.
اما مردم افغانستان به اين آگاهي رسيده اند كه صلح در افغانستان زمان مي طلبد و وقت هم در اختيار ما نبوده بلكه تصميمش را باز هم آنان میگيرند كه ببر هاي تاميل را در 40 روز از صحنه جهان برداشتند .
بايد باز هم انتظار ماند تا طالبان در تصميم نهايي قدرت ها از عالم زدوده شوند.
خدا كند روز را شاهد باشيم كه براي خودمان تصميم بگيريم و به اختيار خودمان باشيم.
صلح نيز در بدل آزادي هاي مدني مان نباشد.

غارت مکن

از سيد رياض الدين رسيس
باد تند رَو، زين چمن برگ درختـــــــــانم مبر
بلبلان آزاد كــن، مرغ غزلخــــــــــــــوانم مبر
زيستنم آزاد بهــــتر زانكه آزادم ســـــــــرشت
بسته ام ديگر مكن يا ســـــوي زنــــــــدانم مبر
نيست كار قند و هم بير و شرابـــت بحري من
لذت شهد و شكر از توت تيشكـــــــــــــانم مبر
آب زهر آلود ميان گلشــــــــــــنم جاري مساز
زينت و شادابي ي باغ و گلـــــــــــــستانم مبر
پخته كاري های تو با سنگ كاشي كار نيست
لعل را از دامن كوه بدخــــــــــــــــــــشانم مبر
چتري و ترپال خود را بهري خود كن سايه بان
سايبانم نيســت كار، ابري بــــــــــــــهارانم مبر
ما اگر خود گفــــــــــته ايم باري (ايز گاد ون)
((قل هوالله الاحد)) از دان طفــــــــــــلانم مبر
ديگرم رسوا مكن اي بيــــــــــــخدا بهري خدا
لذتي ديگر ز كاری نفـــــــــــــس شيطانم مبر
خون مي ريزم چنان كه رفته گان كردند چنين
دورتر، از خطه ي پاك شهيــــــــــــــدانم مبر
لنــــدني گر داشـــــــــــتي، من، آريانا داشتم
جاويدان نام كه دارم از خراســــــــــــانم مبر
حيله گر مكاره هر چندي چـــــباول مي كني
اين ((رسيس)) بي نوا از ده ملايـــــــانم مبر

شتابـی بر شــــــــــتاب


نگاهی بر مقاله ی نشر شده در سایت کوفی زیر عنوان( بدخشان و چالشهای فرا راه باشنده گان آن)



دوست عزيز عبدالحليم (باخرد) در نوشته ي نشر شده در سوم دلو هزار و سه صد و هشتاد و هشت در مطلب زير عنوان (بدخشان و چالش هاي فرا راه باشنده گان آن ) در يك نگاه شتابزده حقايق را به بررسي نشسته اند، با آنكه درد دلهاي نويسنده ي گرامي قابل قدر است اما هنوز رسالت نويسنده گي و مسئولانه انديشيدن از جمله موارد اند كه هر خواننده را وا ميدارد تا به دو نگر، برخورد نمايد.
يكي نبود فعاليت رسانه یي و ديگري گماشتن افراد غير مسلكي در رياست مبارزه با حوادث!
در نقطه ديگر اشك در سوگ سرمايه هاي به باد رفته دولت افغانستان را داريم كه در نبود انجنير هاي مسلكي به باد رفته است؟ خوب فهميده نمي شود كه سرمايه اختلاس شده است و يا به گونه غير مسلكي به مصرف رسيده است؟ اگر به گونه مسلكي و يا غير آن مصرف شده است باز هم جاي شكر را دارد كه خرج از سرمايه ها را نويسنده ديده است.

در مورد ديگر شايد شتاب مسافرت به بدخشان اجازه نداده به ژرفناي قضايا داخل شده و بتواند مسايل را دقيق تر به بررسي بگيرد.
در نخست رسانه هاي بدخشان از آوايي ،شامل چهار راديوي اف ام در كشم، فيض آباد، بهارك و جرم فعاليت دارند.
رسانه هاي مكتوب فعال در ولايت، شامل سيماي شهروند، جريده دولتي بدخشان، ابتهاج، گاه نامه صداي مخفي و چند ديگر كه بنابر مشكلات مالي نتوانسته اند به نشرات شان ادامه دهند براي جلوگيري از طول كلام از نام بردشان صرف نظر شده است.
خوشبختانه به بهانه نبود گوينده خوب اشاره به راديو تلويزيون دولتي شده است و خود ميرساند بلاخره ساختار وجود دارد اگر قوي و يا ضعيف!! حد اقل فعاليت دارد.
رسانه ها در بدخشان:
رسانه هاي بدخشان با آنكه نهايت جوان بوده و در مراحل آغازين قدم گذاري در تجربه آزادي بيان اند اما هنوز نبايد از نظر دور داشت كه موج به چرخش آورنده گردونه امروزين ،خود ساخته خبر نگاران اند كه از كمترين امكانات رفاهي، تعليمي و تحقيقي برخوردار نيستند.
رسانه هاي آوايي تا هنوز نتوانسته اند خبر نگارانشان را به مدت زياد نگه دارند، چون توان مالي تهيه معاش را ندارند. رسانه ها در مجموع شخصي بوده و حتي تجربه ي خصوصي و مشاركت را آغاز نكرده اند.

رسانه هاي مكتوب در نبود امكانات چاپ ،با وسايل تهیيه شده محلي با چانته خالي به كار ادامه ميدهند.

برنامه هاي تعليمي تا هنوز به گونه ی معياري در ولايت عملي نشده است. در موارد كه با ابتكارات فردي برنامه هاي گذاشته شده است كافي نبوده و نيازمند توجه بيشتر در اين مورد است.
در سال هاي اخير توجه به مطبوعات آزاد ديگر در اولويت كشور هاي ياري دهنده به افغانستان نبوده و اگر هم هست با تاسف بايد نظريات ياري دهنده گان شامل سياست هاي نشراتي گردد كه اين خود نوع سانسور و دست نگري را ايجاد مي نمايد كه آزادي و بيطرفي رسانه ها را تا حد زير سوال مي برد.
تهيه معلومات از طرف مقامات دولتي تا هنوز به مشكل جدي تبديل نشده است، دليل آن بر مي گردد به حركت محتاطانه اصحاب رسانه، بايد اقرار نمود كه گفتمان هاي در حد كنكاش تا هنوز بجز موارد خاص در بدخشان نهادينه نشده است.
شايد از گفته بالا گمانه زني بر آن نشيند كه از ترس مقامات دولتي فرصت آزاد گويي مساعد نيست. اين قضاوت قبل از كردن زياد منطقي نيست.
چرا رسانه هاي محلي تا هنوز دست به ابتكار نزده و مقامات را آنطور كه بايد زير فشار نگرفته اند؟ جواب آسان دارد و دوباره همان بحث نخست ،نبود تخصص كافي در زمينه خبر نگاري خطوط نا مرئي در اطراف خبرنگاران تازه كار ترسيم كرده و نا خواسته آنچه بايد را تا حد فراموش مي كنند بيان نمايند.
در مورد دوم نا شناخته ماندن دو سويه مرز هاي آزادي بيان در افغانستان در كل و در بدخشان بصورت خاص آن رهي دراز و آگاهي بسيار را نياز مند است، تا نسل علاقمند به خبر نگاري آزاد، آنرا به تجربه نشيند. واژه نسل خبر نگار آزاد براي آن استفاده ميشود تا خط حايل ميان قلم بدستان توسط دولت ها مديريت شده و خبر نگاران عصر دموكراسي را جدا سازيم. رياست اطلاعات و فرهنگ: اين رياست را بسيار منطقي ميتوان رياست خواند كه با مسامحه و مدارا تا امروز آمده است، با تمام انتقاد ها هنوز نبايد فراموش نمود كه ابتكارات بسيار از اين رياست را شاهد بوده ايم. ايجاد كتابخانه عامه، تالار رياست اطلاعات و فرهنگ، برگذاری سیمینارها، و مهم تر از همه تشويق در ايجاد مراكز فرهنگي محلي كه امروز خوشبختانه تعداد بيشمار اين مراكز را داريم و اصحاب آنان خود شاهد همكاري بي حد رياست اطلاعات و فرهنگ هستند.. اينكه دولت مداران بدخشاني تا كدامين اندازه صادق و يا عكس آن اند بحث نيازمند تحقيق است، بدون منابع كافي تحقيقي دوست ندارم در اين رابطه ابراز شود.
با آنكه والي بدخشان متهم به اختلاس از جانب دادستاني كل كشور است، اما نبود معلومات در اين رابطه رسانه هاي محلي را از بحث و تحقيق باز ميدارد. اين حركت دادستاني كل هنوز روشن نيست كه سياسي بوده و يا غير سياسي زيرا به يقين مطلق والي بدخشان در مقايسه با واليان مناطق جنگي كشور بخاطر منافع فردي دست به قتل نزده است.
يا فرياد مردم خوست و پكتيا از واليانشان تا ثريا رفته است اما اسامي واليان ياد شده در هيچ سند رسمي نيامده است.
اگر ما هم بعد تحقيقات به موارد برخورد نموديم حتما" به نشر خواهيم سپرد تا دولتداران محلي خواب خوش نداشته باشند.
اما احساسات فردي: آفريده بي پايان خداوند است و نميتوان حد در خواسته ها، احساسات، عقده ها، عشق، طرفداري و بيطرفي آنان داشت.
احساسات انساني هميشه قدرت قضاوت به باريكه هاي دقيق نديدن و موشگافانه قضاوت نكردن مي كشاند.
انسان موجود يك بعدي بوده و تا آن حد كه خداوند عالميان تعيین كرده است آزاد بوده و تا آنجا فكر مي كند و تا آنجا به كمك خيال ره مي كشد.
اگر اين آزادي ها مديريت شده، احساسات ساده و صادقانه باشد، اگر انسان ها شاهد بر خويشتن باشند تا زنده در خويشتن بهتر ميتوانند به كرسي قضاوت نشينند.

اگر از شهادت خويشتن فراتر روند و در نفس خويشتن و خواستن غرق شوند ديگر خواسته هاي بدست نيامده براي خود فرد، تبديل به خواسته هاي تمام مردم ميشود و ديگر فرد در اين لحظه مي انگارد که به هر آن چیزیکه نرسیده حقیقت ایست که تمام مردمان از نرسیدنی به آن مایوس و سرخورده شده و این باور نتیجه ی جز خود انگاشته گی ندارد.

تدويروركشاپ ها سيمینار ها ومجا لس نمايشي، درد مردم را دوا نمي كند


طوريكه هموطنان شريف ما درجريان قراردارند از چند سال به اين طرف خصوصا" بعد ازبرقراري دولت اسلامي درافغانستان سيستم برگذاري وركشاپها ، سيمنارها ، مجالس ونشست ها روي مسايل مختلف درادارات داخلي وخارجي مروج گرديده، اين مجالس ونشستها طبق معمول ومعرفي اشتراك كننده گان شروع وبا بيان يك سلسله موضوعات كارهاي گروپي خاتمه ميابد كه به زندگي اساسي مردم فقير و خانه بدوش وطن هيچ فايده نمي رساند .
چرا كه دراين نشست ها ومجالسها پول هاي هنگفتي طي چند روز محدود به عنوان مسايل لوژيستكي وغذايی پول جيب خرجي ويا به عنوان سفريه وكرايه پرداخته ميشود .دراين نوع نشست ها به جز چند نفر محدود وكسانيكه كار گرداني آنرا بدوش دارند هیچیک دیگر مستفيد نمي گردند همه ماوشما ميدانيم كه اين پول ها از كدام منابع داخلي بدست نمي آيد بلكه اين پول ها ازطرف كشورهاي كمك كننده به عنوان كمك به مردم مسكين و فقيرومصيبت ديده افغانستان به دونرها ويا حكومت افغا نستان داده ميشود .
باسرازيرشدن اين كمك ها دولت ويامنابع خارجي دست پاچه شده وراه مصرف آنرا گم ميكنند به عوض اينكه اين كمك ها طوري زيربنایی به مصرف برسد ودر پروژه هاي بزرگ مفيدو پردوام كه درآنها هزاران شخص بيكار مصروف كارشوند مگر درمسايل بسيارساده وامورات كم دوام به مصرف مي رسد . درطول هشت سال كه گذشت ميبايست با اين مليارد ها دالر، امروز درافغانستان صد ها فابريكه وكارخانه فعال ميشد ومردم بيكارما درآنها مصروف كار ميشدند . با تا سف فراوان مردم ما هنوز ازبيكاري رنج مي برند ونا چار به خاطر پيداكردن يك لقمه نان وزنده ماندن اعضاي فاميل شان به كشورهاي همسايه وساير ممالك سفر نمايند . درجريان اين سفر ها به صد هامشكلات و رنج و مشقت تا سرحد مرگ مواجه ميگردند چنا نچه در مثا ل زنده آن جان با ختن ومسموم شدن تعداد صد نفر از هموطنان مان درسال گذشته درداخل كانتينر درپاكستان بوديم ، پس جوابگوي این همه مسوو ليت ها، دولت وحكومت مركزي ونماينده گان مردم مي باشند .

۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

به بهانه ی سال جدید میلادی گزارش : جواد سیدی

تاریخ سی ماه جنوری سال دو هزار و ده میلادی محفلی به مناسبت جشن سر سال ميلادي سال دو هزار و ده درمقر پي آرتي (ميدان هوايی) شهر فيض آباد برگذارگرديد . دراين جشنواره بازمحمد (احمدي ) والي ولايت بدخشان، داكترگلستان ریيس امنيت ملي ، آقا ي كینتوز قوماندان امنيه ، آمر امنيه ،ریيس اطلاعات وفرهنگ ، شوراي ولايتي ، رییس امور زنان ، و تعداد از ژورناليستان وهمچنین متنفذين دعوت گرديده بودند.

در نخست از همه سرپرست بخش ملكي( پي آر تي)از تمامي اشتراك كننده گان ابراز تشكري نموده وبه ادامه سخنان خود گفت : ما دراين دوركوشش ميكنم دربخش هاي مختلف با دولت همكاري نمايم .
وی تعهد خویشرا در قسمت اداره سازي دردولت ، مبارزه عيله فسادي اداري ، تربيه پوليس وپروژه هاي كوچك ديگر اعلام نمود. همچنان در ازبين بردن ، مواد مخدر و القاعده كمك وهمكاري هاي خويش را خاطر نشان کرد .
از اين جمله دولت آلمان تعهد نموده كه كمك هاي خويش را دو برابر افزایيش دهد .. وی اشاره نموده گفت: شما ميدانيد تمركز دولت آلمان درشمال افغانستان مي باشد، ما اولويت بندي نموديم درزيربناهاي خصوصي از جمله آب رساني ، تربيت پوليس ، استخدام استادان بيشتر وهمچنين پروژه هاي كوچك ديگر .دولت آلمان تصميم دارد درهما هنگ ساختن وايجاد زمينه سازي بين گروه هاي مخالف دولت كمك كند تا آنها از جنگ دست بكشند وبدون هيچ گونه ترس وهراس درميان مردم استقرار يافته بتواند و به كار خويش ادامه دهند . دولت آلمان تصميم گرفته تا دريچه اي نوی را براي افغانستان بازنمايد .شما معلوما ت داريد كنفرانس در لند ن صورت گرفت ودربهارسال جديد نشست ديگر دركابل است .
ما كوشش مي نمايم پروژه ها را بهتر اجرا نمايم تا كاميابي بهتر براي دور بعد ي باشد.
متعاقبا" قوماندان پي آرتي صحبت نموده بعد از خوش آمد گفتن به حاضرین گفت :
كمك هاي پي آرتي را ميتوان درگذشته آن تجربه نمود در فیض آباد دست آورد هاي خوب را درقبال داشت. ما باز هم كو شش ميكنم تا كمك هاي بيشترصورت گيرد ومردم اين ولا به راحتي دست يابند.
قوماندان پي آرتي به وضع امنيتي درشمال افغانستا ن اشاره نموده گفت : هر گاه اگر امنيت خوب نباشد، نميتواند بازسازي صورت گیرد مثلا" كندز يكي ازولايا ت نا امن کشور افغانستان است هرگاه اگر به همين منوال پیش برود ما نميتوايم دربازسازي آن سهیم باشيم.. خوشبختانه ولايت بدخشان از دهشت افگني درامان بوده البته اين اراده خود مردم بوده كه با پوليس خودشان درامنيت ولايت شان همكاربوده اند. خدا کند در معاونت های دیگر ما که از جمله پل بالاي دريايي كوكچه ، تعمير جديد كندك اردوی ملی ، ميدان هوايی جديد وصدها پروژه
ديگرطوريكه سرپرست امورملكي بيان داشت، تربيه پوليس وپروژه هاي خصوصي روي كار خواهد آمد؛ در امور این برنامه ها نیز با ما همکار باشند.
درپايان گفته هایم خدمت شما بعرض می رسانم كه افراد ملكي ونظامي پي آر تي در فيض آباد مهمان شما هستند و چندروز ديگر خواهند رفت از شما تقاضا مينمايم كه با آنها همكاري نمايد
دراخير گردهمایی بازمحمد(احمدي ) والی ولایت گفت : اولتراز همه به دولت و ملت آلمان، سفيرتاجكستان ، سرپرستي ملكي پي آرتي ، قومامندان پي آرتي وتمامي افسران وسربازان را سال جديد میلادی را تهنيت گفته واز تمامي كارمندان وافسران پي آرتي كه درولايت بدخشان که دست آوردهای داشتند تشكري نموده و ازتمامي قوت هاي بين المللي وبخصوص دولت آلمان درافغانستان كه عزيزان خودرا از دست داده اند ابرازقدرداني نمود والی ولایت به ادمه سخنانش گفت: هيئت رهبري ولايت وساير كاركنان دولتي در از بين بردن فساداداري ، مواد مخدر مبارزه جدي نمايند چون فساد اداري يك پديده بزرگ وبدنام است و بدبختانه سرتاسركشورمارا تحديد مي نمايد .
دراين راستا جلسات پيهم با ولسوال ها قوماندن هاي امنيه محلي داشتيم روي دوپديده شوم كه از جمله (مواد مخدر وفساداداري) بود صحبت های صورت گرفت و در ازبین بردن آن راه حل های پیشبینی شد که انشاالله در عمل پیاده خواهد شد.
اخیرا" گردهمایی با سخنان والی ولایت به فرجام رسید.

نقش آلمان درنشست لندن

آلمان يكي از كشورها صنعتي بزرگ دنياست که با درك وهوش مندي مردم ذكي ومستعد خود بنام بستر دموکراسي درجهان مشهور است . درمسايل بين المللي نقش قوي دارد ومتكي بر منافع دوجانبه وحضور موثر برخورد مي نمايد .
درقضايا يي افغانستان نخستين ميزبان بوده براي اعاده صلح وتامين امنيت درشمال تلاش دارد . با آنكه كار كرد بازسازي آن از پروژه كوچك با لاترنبوده بالاخره قطره قطره دريا مي شود . اين حضور در كشور ما بعد ازیازدهم سپتامبر در كنار قواي بين المللي زير چترآيساف وناتو با اراده جنگ بر ضد القاعده وشركا ي آن در جمع بيشتر از يكصد هزار قواي زره دار به وطن ما آمد. اين كه تروريست كيست؟ وپيش منظر چيست واين دشمن اصلي ويا احتمالي هست به آن كاري دراين بحث نداريم زيرا وزن وترازوي آن درسرزمين فقير و مجروح كه مردم مومن و پريشان آن تا هنوز قرباني صداقت و ايمان داري خود هست ،مفيد وموثر نمي باشد.
اما با آن هم بصفت فرزند اين وطن مسايل كشوري رابايد دنبال كرد و روي سرنوشت آن بايد انديشد زيرا محافل بين المللي از يك طرف پول هاي كلان وعده مي نمايند واز طرف دیگر آن را بدون حساب دهي وآگاهي عامه موترسواري ميكنند وقسمت ديگري را درمحافل ومجالس و وركشا پ هاي غير موثر ولحظه یی مصرف مي نمايند وازسوي ديگر دهل وسرنای ازفساد اداري مي زنند - ازجانب ديگر زعماي بي عاطفه ازيكطرف دروازه هاي عدل ، انصاف و اقتصاد را بروي ملت درمي بندند واز جانب هم با خويشا وندان وشركای داخلي وخارجي بر جگرمردم چنگ ميزنند اكثريت بزرگ بي نان، بي مكتب ودرمان؛ اما يك عده ی محدود سر گرم تداركات لوژستيكي و قرار داد گرفتن داخلی و خارجی.
در چنین فصل آشفته باید از بیگانه ی دلسوز تمجيد نماییم ،آنکه از معاش پدر و مادر خود براي سنگي مي گذارد ومارا ازگريبان گيري خلاص مينمایند، قابل تحسين است .
طوريكه از رسانه هاي جهان انعكاس يافت دولت آلمان هشدارداد كه درنشست لندن اگر روي تحكيم اقتصاد غيرنظامي توجه نشود اشتراك نخواهد کرد و مورد حمايه وخرسندي افغان ها گرديد ما هيچ گاهي نمي خواهيم زندگي جنگي داشته باشيم وشايد مردم افغانستان ازكشور ، آلمان ، جا پان ، هند وستان با كمك بي غرضانه ايشان خشنود باشد زيرا پول دربدل خون سعادت بار نمي باشد .
نگارنده: فرزاد حافظی

نقش جامعه مدني درنظام هاي اسلامی ،سوسياليزم وامپريا ليزم

ترتیب دهنده : صبغت الله آرین
نوِیسنده بعد از مرور و بررسي در مورد جامعه مدني از سه ديد گاه ( اسلامي ، سوسياليزم و امپرياليزم) به اين نتیجه دست يا فت كه براي بارنخست شالوده اي يك جامعه كه درآن همه حقوق وامتيازات بني نوع بدون تفكيك وتميز گذاشتن ميان سياه وسفيد، سرخ زرد وسر انجام كا فر ومسلمان از بهر خلقت وكرامت تمامي انساني وزندگي مساعد آميز درمدينه منوره بعد از هجرت حضرت پيمبرگرامي (ص) براساسي منشوربيست پنچ ماده ايكه 14 ماده آن زندگي مساعد آميز ميان مسلمانان مدينه و11 يازده ماده آن زندگي مساعد آميز ميان مسلمانان وكافران مستأمين ومستقر درمدينه را بيان ميداشت . ونمايانگر اعتدال جامع بودن و كامل بودن اسلام است ويگانه دين بوده كه تشويق وترغيب آن نسبت به اديان ديگر درحيطه ساختارجامعه بيشتروبيشترمي باشد .








فقره اول :
اسلام وجامعه مدني دين مقدس اسلام از آوان ظهورش تا اكنون وسرانجام فغان پذير مخلوقات وطبعت هستي براي انسان منحيث اشرف المخلوقات حقوق وامتيازا ت قايل شده وآزادي هاي را درچوكات ستايش دين به وديعه گذاشته است . انسان بصورت عام ومسلمان بصورت خاص ازاين كرامت ومزايا مستفيد شوند ، خوبترين و نيكوترين بنده گانی من كساني هستند كه به همه سخنان گوش ميكنند و به خوبترين و نيكوترين آن عمل ميكنند. (از تفسير اين آيه مبارك چنين برداشت ميشود كه بگذاريد هر كس هرچيز ميخواهد بگويد اما شما اي مومنين با ملاك هاي حق و حقيقت درباره هر سخن گفته شده قضاوت بكنید و خوبترين آنرا كه با اخلاق ، با زندگي، با دين شما ، با باورها و احساسات مذهبي شما تضاد نداشته با شد و عاري از هرگونه انگيزه و ستيزه بسوي اختلافات باشد ايمان شما را تقويت بخشيده و در امور معيشتي تان شما را ياري رساند بي پذيرد ودرمورد تشكيل شورا ها انجمن ها در آيه 109 سوره آل عمران تا كيد ميكند كه ( پيمبر با ياران خود مشوره كن كه درمورد بهبود زندگي مسلمانان) با وجودكه پيمبر (ص) خود حبيب خدا بود وهست وتصميم گيري خوب از طرف خدا براساسي وحي الهي رهنماي ميشود اما باز هم خداوند (ج) تا كيد برقدم راستين وارزش قايل شدن فكر وانديشه ديگران ميكند .
چرا ؟ بخاطر يكه در تشكيل جامعه و حكومت اسلامي نظريات هر فرد و شخص سودمند تلقي شود مكافات ومجازات حكومت اسلامي را در قلمرو اسلام بدانند و خود را آراسته با مقرره حكومت اسلامي بسازند . و در مورد آزادي اقتصادي خداوند ( ج ) در قرآن كريم مي فرمايد كه ( اي مومنين هر وقت كه نماز را ادا نموديد درروي زمين خدا بخاطر امرار و معيشت و نفقه خانواده خود پراكنده شويد ) در اين آيه خداوند (ج) قيد گذاشته كه وقتيكه به هر عبادتي در اوقات تعيين شده از مسووليت شما رفع شد بدنبال كاركردن ، ثروتمند شدن ، رفع نيازمندي هاي اقتصادي خانواده بدوید، آري از سود و ربا، حيله ، فريب دوری کنید . و دست طعمه پيش آناني كه تيرشان بنام اسلام به طرف مسلمانان از كمان خود پرتاب ميكند درازنكنيد . و در مورد حق راي درآيه 58 سوره نسا مي فرمايد ( خداوند شما را امر ميكند كه امانت را به اهل آن بسپاريد ) در اين آيه منظور از راي دادن است كه بدون نظر داشت قوم ، قبیله ، زبان ،‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍نژاد ، جنسيت شما اين امانت را به اهلش بسپارید . چونكه استعمال رأي در قرآن كريم به الفاظ امانت وكالت و شفاعت بيان شده، اگر در تشكيل يك جامعه مدني ما دنبال خويش قوم و تبار خويش برويم در حقيقت در امانت خدا خيانت كرده ایم و انتظار عذاب دردناك الهي را داشته باشيم چونكه نسوس شرعي در مورد تشكيل و تاسيس جامعه مدني و حكومت اسلامي بيشتر و بيشتر بوده براي اينكه از ضيا وقت خوانند ه گان جلوگيری كرد باشم به همين اندازه موضوع را خلاصه ميدهم .
فقره دوم :
سوسيا ليسم وجامعه مدني : ازديد گاه سوسياليسم ويااقتصاد دولتي تبارز جامعه مدني يك تصادم نودرمقابل حكومت وحكومت مداران مي باشد . با وجودكه از نظر اين دومكتب شالوده جامعه مدني اقتصاد مي باشد اما درمكتب اقتصادي دولتي راه اقتصادي شدن فرد واجتماع را براساس حا كميت توتاليتاريستي مسدود مي افزايد يك حكومت سوسياليتيكي زامان ميتوان برانجام زواياي زندگي فرد وجامعه تسلط پيدا نمايد كه دردرجه اول بتوان اقتصاد افراد را درچنگ خود بگيرد بخا طريكه حيات وممات يك فرد در جامعه امروزي به فعاليت هاي اقتصادي وي بسته گي دارد. هركس بتواند شريان حياتي فرد را دراختيار خود گيرد درحقيقت همه هستي فرد را اختيار نمو ده است حقي حيات از جمله مهمترين حق افرادي است كه حقوق ديگرافراد از آن منشأ ميگيرد به هر اندازه كه اقتصاد يك جا معه دولتي باشد ميزان تسلط ، كنترول وآمريت حكومت فزونتر گرديده وآزادي هاي مردم درحيطه سا ختارجامعه وسپس گرفتن افراد درحكومت محدود تر خواهد شد .
دراقتصاد سوساليستي همه مردم بطوري مستقيم وغير مستقيم به مستخدمان دولت تبديل ميشوند ودر اصطلاح نان دولت را ميخورند همه مردم مطیع قدرت مشروع وغير مشروع حكومت مي شوند . وابسته شدن اقتصاد مردم به دولت با عث ميشودكه هر گونه فكر ، انديشه ، آزادي وامتيازات فردرا محدود ساخته وقدرت جامعه در دست حاكمان معتبر سوسياليستي قرار گيرد در مكتب اقتصاد دولتي ما در طول تاريخ ديديم كه همه از حاكمان روبسوي دولت شدن اقتصاد سوسياليستي مي گردانند .
دردرجه دوم طرفداران اقتصاد دولتي به اين با ور اند كه اگر اقتصاد به حال خود گذاشته شود بخشي عظيم ثروتي توليد شده بطوري عادلانه در تحت كنترول عده از سرمايه داران كوچك قرار گرفته واکثريت مردم بطوري روز افزون درفقر وناتوانايي بسرخواهند برد . اگردر صورتيكه دولت بصورت اقتصادي دخالت نداشته باشد فعاليت ها ي خصوصي افراد درمورد تولید كالا هاي عمومي ، درمورد تشخيص منا بع دولتي ، درتشكيل احذاب وانجمن ها دولت را از بحر حا كميت اش در بعد _ داخل بيني ميشدند . روي اين ملحوظ دخا لت دولت به عنوان نماينده عمومي در فعاليت هاي افراد با عث جلوگيري از تضعيف اپوزيسیون دولتي ، مبارزه با نظام اقتصاد بازار آزاد تقويت اقتصاد دولتي وجلوگيري جنبشي حزبي ، گروهي مردمي : جامعه كه متكي بر اقتصاد دولتي باشد نياز به حرف زدن درباره تشكيل جامعه مدني نبوده چرا ؟ درهمچون جا معه مردم مستخدمين دولت بوده ونه دولت مستخدم مردم : اما دربرابري سوالات فرد نتوانست پاسخ قناعت بخش ارايه بدارد بعد از 76 سال سلطه درجهان از هم پاشيده شده وفعلا" براي اقتصاد بازار آزاد جاي خودرا در سطح بين المللي خالي نمو ده است .
فقره سوم :
امپرياليسم وجامعه مدني :
درنظام اقتصاد آزاد ( بازار رقابتي ) فرد از لحا ظ اقتصادي تحت سلطه هيچ كسي نيست فعاليت هاي اقتصادي افراد از طريق نياز هاي متقابل به همديگر پيوند ميخورد واگر رقابت جا ي خودرا به انحصار دهد دراين صورت اين انحصارگير( دولت ) درموقعيت ممتاز قرار ميگيرد وبا استفاده از موقعيت ميتوان اداره ومنافع خودرا برديگران تحمیل نمايد ولي اكثرا" دولت ها به بهانه مخالفت وكنترول فساد درامور اقتصادي دخالت ميكنند درعمل زمينه هاي رشد فساد را فراهم مي سازند . جا معه مدني در نظامي رقابتي مفيد با قانون است ودولت نقش رهبري كننده تيم بازي گرهاي سپورتي را بازي ميكند با وجود كه همه بازيگر ها درمغلوب ساختن حريف
خود، با رعايت انضباط معين دررفتار بازي هاي آزاد هستند اما به منظوري كسب موافقت مكلف به پيروي واطاعت از قوا عد ملكي مي باشند .
همه دولت منیحث داور به خاطر نگهباني نظم وجلوگيري از تخلف نظارت مي نمايد . رابطه دولت وافراد درنظام بازار جامعه مدني طوريست كه دولت در تصميمات افراد دخالت ندارد اما مراقب است كه عمل كرد افراد از چهار چوب قانون خارج نشود . طرفداران اين مكتب جامعه مدني را يكي از اقتصاد متقابل دولت ميدانند كه در آن افراد فارغ از سلطه حكومتي فعاليت كرده به زندگي خود سامان دهند. جامعه مدني بيرون از بازار آزاد را يك تصور بیهوده ومتكي به اقتصادي دولتي قلمداد ميكنند اين طور تصور ميكند كه نهاد هاي مانند احزاب سياسي ، انجمن هاي صنفي وتشكيل هاي اجتماعي دريك فضايي مستقل كا مل بيرون از حيطه دولت واقتصاد بازار دولت مي باشد نقض شده وشيرازه جامعه متلاشي ميگردد .
استدلال اين گروه بر دخالت دولت وبطوري غير مستقيم در فعاليت هاي نهاد هاي مربوط به جامعه مدني وروش موثيريت آن در حيات اجتماعي استوار بوده و اقتصاد بازار را يكي از اصول وشالوده جامعه مدني ميدانند . از يك سو دلالت به مفهوم نماينده عمومي در حكومت مدني با طرح پاليسي اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي وفرهنگي خود افراد را متضرر نساخته واز مفهوم آزادي بازار سوء استفاده ننمايد واز سوي ديگر نهاد هاي جامعه مدني كه خودرا حامي ومدافع حقوق شهروند ميدانند فعاليت وعمل كرد هاي خود را در چهار چوب قانون كه تصميم و مرجع صلا حيت دار رسمي حكومت مدني مي باشد واز طرف آن مرجع به تصويب رسيده باشد برابر وآراسته بسازند .
چيكده اين سه نظام: درنظام اسلام توزيع ثروت بطوري عادلانه نقش افراد در تشكيل شورا ها وانجمن ها با درنطر داشت متون ديني وآزادي انتخاب شدن وانتخاب كردن نه بر اساس ملت بلكه براساس امت مطرح بحث بوده در نظام سوسياليستي دخالت مستقل ومستقيم دولت در اقتصاد ملي وانتصاب سرمايه فرد به دولت ومحدوديت هر نوع انتخاب وگزينش فرد درجا معه مطرح بوده در نظام امپريا لستي تقسيم جا معه به جا معه طبقات سر كشيدن الگويي اشرافي .عدم مساوات در تقسيم قدرت دخالت غير مستقيم دولت در اقتصاد بازار ويا جامعه مدني وبلند گراف مجرميت وفساد اداري مطرح بحث بوده است. دراين بررسي كوتاه دين مقدس اسلام از هر بعد يعني بعد اخروي وبعد دينوي منحث رهنماي جامعه انساني بوده بايد مابکوشیم جامعه افغانستان را باساس ارزشهای اسلام پایه ریزی کنیم.

نگاه نخست

بن تا لندن
آغاز تا فرجام
نشست سران كشور هاي علاقه مند به افغانستان و يا سرمايه گذاشته در اين كشور براي تامين امنيت خودشان، آغاز يك اقرار تلخ براي اشتباهات هشت سال گذشته بود، و لندن را شايد بتوان سر آغاز غسل تمهيد و يا اشك تلخ به خبط هاي گذشته خواند.
نشست لندن بيشتر مشابه به كنفرانس مطبوعاتي تا كنفرانس كاري بود، كشور ميزبان فيصله ها را در قبل با متحد ينش نموده و به اصطلاح (از زير ريش حضرت سلطان عبور نمودند).
تهيه چهارصد ميليون دالر براي خريداري صلح از القاعده زير نام طالبان ميانه رو، ملا عمر، حزب اسلامي و بلاخره شايد مهاجرين افغان مقيم كشور پاكستان كه خود ميتوانند طالبان ميانه رو قبول شوند.
اما آيا مذاكره زمينه را براي صلح در كشور آماده خواهد كرد؟
آيا افغانستان از هردو طرف دولت و مخالفين صلاحيت قبول و يا رد شرط ها را دارند؟
لندن با آنكه از قبل اعلان نموده بود، به برنامه هاي دولت افغانستان توجه خواهند نمود.
اما در نهايت ديده شد مقامات افغاني شنونده ي فيصله هاي گولدان برون بودند.
قبول قانون اساسي كشور از طرف طالبان بسيار بدور از باور است، الي همان واژه ميانه رو كه متشكل گردد از مهاجرين افغان آنطرف ديورند كه با اخذ امتياز، خانه و زمين از خير طالب گري بگذرند.
حزب اسلامي چون هميشه كوشش مي نمايد تا يك طرف در قضيه افغانستان باقي مانده و به اصطلاح تافته جدا بافته از ديگر شهروندان كشور باشد .

بر گشت به قدرتمندان منطقه و جهان:
كشور هاي قدرتمند بازي موش و گربه در افغانستان راه انداخته اند و گويا قبول فرموده اند كه صلح در افغانستان، پايان جنگ و نا امني در جهان است.
اما مردم افغانستان به اين آگاهي رسيده اند كه صلح در افغانستان زمان مي طلبد و وقت هم در اختيار ما نبوده بلكه تصميمش را باز هم آنان میگيرند كه ببر هاي تاميل را در 40 روز از صحنه جهان برداشتند .
بايد باز هم انتظار ماند تا طالبان در تصميم نهايي قدرت ها از عالم زدوده شوند.
خدا كند روز را شاهد باشيم كه براي خودمان تصميم بگيريم و به اختيار خودمان باشيم.
صلح نيز در بدل آزادي هاي مدني مان نباشد.